Archive for آگوست, 2008
شاید کمی دور شدی …
از مرداد 65 تا مرداد 87 … جوان بودی هنوز!
- فارغ التحصیل علامه حلی
- دانشجوی کارشناسی علوم کامپیوتر شریف
- دانشجوی نمونه کشور در سال 86
- رتبه اول پنجمین جشنواره خوارزمی
- پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران
- جوانترین محقق دومین کنفرانس جهانی ایکتا 2006
- 3 سال رتبه اول مسابقات مفاهیم قرآن کشور
- جوان ترین محقق 11امین [...]
تلنگر
بسياري از وقت هايي كه تو خونه م رو پشت ميزم مي گذرونم. خيلي وقته. شايد يه عادته. واسه همين خيلي وقت ها خيلي تلنگر ها رو پشت ميزم (فعل درست ش نمي دونم چي بود، فكر كنم:) مي خورم. اكثر اوقات واسه خوندن، واسه نوشتن، واسه هر كاري جز تلويزيون ديدن و غذا خوردن [...]
یه به یاد موندنی دیگه!
جاهای خالی ای که هیچ وقت حس نمی شن، حالا دارن حس می شن و وقتی حس می شن همش حسرته و حسرت.حسرت روزای رفته، حسرت چیزای که بلقوه خاطره بودن اما بلفعل خاطره نشدن!حسرت تکرار نشدن چیزایی که خاطره شدن،حسرت خاطره های کمرنگی که دارن کمرنگتر می شن.اه چه میدونم!همه ی اینا هست و [...]
NemidoOni
نمی دونی چقد می خوام را برم و جای پام نمونه ..
ناخن بکشم رو زمین و چنگش بمونه
حرف بزنم و هوا بخار کنه
دستمو تو مه غرق کنم
موهام خیییییییییییییییس شه و مث شلاق بخوره تو صورتم
تاریک باشه و بترسم
هیجان
ترس
عرق
نفس نفس تو اوج سکوت
ینی لذت با هر دم ! می فمی ؟!*
ینی دیوونگی
ینی تشنه
تشنه ی تشنه ی [...]
یه چیزی به اسم تایتل !!
نبودم چن وقت !
اتفاقات : مامانم فرت و فرت بهم گیر میده ، خب حق داره ، به خودم آسیب زیاد می زنم ، یه آدم خیلی خیلی محترم رو رنجوندم و دارم عذاب می کشم ، یه مشت آهنگ جدید گیر آوردم ، کلی به خودم مغرور شده بودم واسه هیچو پوچ [...]
گاهي برق مي آيد!
11:15 اومدم نت و سمپاديا.آي آر رو باز كردم. دو تا پست آخر رو خوندم و صفحه ي كامنت هاشون رو باز كردم. براي مطلب نيما نوشتم “آخخخخ گفتي ترديد…..” و رفتم سراغ خواندن كامنتي كه براي اون يكي مطلب گذاشته شده بود. دقيقا همون موقع بود كه برق رفت. 11:19.
كيبورد رو محكم هل دادم [...]
